شنگ

عشق شنگ بی قرار بی سکون_چون درآرد کل تن را در جنون...

شنگ

عشق شنگ بی قرار بی سکون_چون درآرد کل تن را در جنون...

آخرین مطالب
  • ۳۱ خرداد ۹۸ ، ۰۲:۰۴ امید

آووکادو

جمعه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۰۴ ب.ظ

دارن راجب من حرف میزنن:

حالا فرق که نداره.

علاقش همون فیزیکه که نمیره.

دارم فکر میکنم چقدر در حال تخریبم.هیچ سنسی ندارم.

برای اولین بار دعوا کردم و از خونه رفتم بیرون،تو کوچه به خودم میگفتم کجا دارم میرم؟چرا دعوا کردم؟مثلا خواستم گریه کنم اشکم نیومد.تا سر خیابون رفتم رندم نشستم رو یه پله ای.ناراحتم نبودم.انقدر حس ندارم یعنی.

میخوام بی حس بمونم.تا ته ته زندگی.

پ.ن:پدرام خورده بود زمین بهش خندیده بودن ناراحت شده بود گریه کرده بود.مامانش بهش گفته بود دارن ازت معذرت خواهی میکنن،پدرام گفته بود تفاوتی ایجاد نمیکنه.

پ.ن2:حسم مث آووکادو میمونه دقیقا.هیچ طعم یا حس خاصی نداره.

۹۵/۰۵/۲۹ موافقین ۰ مخالفین ۰
همیشه بهار

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی